عز الدين حسينى زنجانى

138

معيار شرك در قرآن (فارسى)

ملكهء سبادر يمن قرار داشت كه فاصله‌اى حدود پانصد فرسنگ رفت و همين مقدار برگشت راه بود . حال اگر كمك طلبيدن و استمداد در جايى كه از قدرت و توان بشر خارج است شرك محسوب شود - العياذ باللَّه - بايد گفت سليمان پيامبرعليه السلام مشرك بوده ؟ ! زيرا در كارى كه از توان بشرى خارج بوده ، به مخلوقى از آفريده‌هاى خداوند متوسّل شده كه يكى از افراد حاضر در جلسهء حضرت سليمان‌عليه السلام بوده است . پس آيا مىتوان حكم كرد كه سليمان نبى با اين كار به شرك خداوند برگشته است ؟ ! سوگند به خدايى كه محمّد « ص » را به حق مبعوث كرد چنين نيست زيرا خداوند متعال اگر بخواهد به كسى قدرتى فوق قدرت بشر عادى بدهد دقيقاً مثل اين است كه بخواهد قدرت معمول و متداول را به كسى عطا فرمايد و براى خدا هر دو يكسان است . پس همان گونه كه كمك خواستن در قدرت عادى ، شرك و از اقسام دوگانه پرستى نيست ، در قدرت غيرعادى و الهى نيز شرك نخواهد بود همان گونه كه در قدرت عادى معترف است كه شرك نيست . خلاصه آن كه ، قدرت عادى و غيرعادى و الهى همه از فيض خدا بر بنده است و صاحب قدرت خارق‌العاده ، خود بندهء ناتوان و بى چاره و نيازمند است و به ذهن حاجت مندان خطور نمىكند كه اين قدرت‌ها خود جوش بوده ، بلكه اين قدرت نيز مانند قدرت عادى از ناحيهء خدا به آنان عطا شده و از ناحيهء خود فقير محض‌اند پس توسّل به آنان در مقابل خدا ؛ خدايى ديگر قرار دادن نيست و روح شرك عبارت از : بدون اذن الهى به در خانه كسى رفتن است .